شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
297
نفثة المصدور ( فارسى )
اى مبارك قدم ! جمال على * عالمى گشت شادمان از تو تا بطوسش برفتى اندر پى * عاقبت هم نبرد جان از تو مىنيايد برون ز هيبتِ تو * صاحِبا صاحب الزَّمان از تو بهزيمت برفت از تبريز * مُدبرا خواجهء جهان از تو هيچ مخلوق از تو جان نبرد * گر گريزد به آسمان از تو . . . » ( 376 ) - ص 83 س 10 عَسى أَنْ يَنْفَعَنا . . . * الآية شايد بود كه سود دارد ما را . ( 377 ) - ص 84 س 5 و 6 قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ . . . الآية بدرستى كه پيدا مىآيد سخن دشمنان از دهنهاى ايشان ، و آنچه در دل ايشانست [ از بغض و عداوت ] بزرگتر است . ( 378 ) - ص 84 س 6 و 7 اتّق شرّ من . . . الخ از بدى ( و گزند ) كسى كه با وى ( بجاى وى ، در باب وى ) نيكى كردى بپرهيز ، آنكه وى را گوهر و أصالت نيست . استاد فروزانفر در « احاديث مثنوى » ص 73 ذيل بيت گفت حقّست اين ولى اى سيبويه * اتّق من شرّ من أحسنت إليه مرقوم داشتهاند : « « 1 » اشاره است به گفتهء مولاى متّقيان على عليه السّلام : اتّق شرّ من أحسنت إليه . « المنهج القوىّ » ج 3 ص 49 » « 2 » . لكن در « مجمع الأمثال » ج 1 ص 131 مثل تلقّى شده است ، و مناسبست با مضمون مثل : سمّن كلبك يأكلك ، « مجمع الأمثال » ج 1 ص 131 ، « المستقصى فى امثال العرب » ج 2 ص 121 ، « التّمثيل - و المحاضرة » ص 354 ، كه در « فصل المقال » ص 332 به صورت
--> ( 1 ) - آغاز نوشتهء استاد فروزانفر . ( 2 ) - پايان نوشتهء استاد فروزانفر .